
نیزهها همیشه برای جنگ نیستند؛ گاهی شاهدان خاموش یک حقیقتاند.
این نیزه، دیگر نشانی از قدرت نیست؛ تنها تکهای از تاریخ است که هنوز از رنج آن روز سخن میگوید. پارچهای که بر آن مانده، در باد نمیرقصد؛ گویی هنوز داغ کاروانی را بر دوش دارد که از کربلا تا شام، بار سنگین رسالت را حمل میکرد.
عقیله خوب میدانست که نیزهها میتوانند جسم را در بند بگیرند، اما هرگز توان اسارت حقیقت را ندارند. آنچه بر فراز نیزهها رفت، آغاز شکست ظلم بود؛ زیرا از همان لحظه، پیام خون، راه خود را در دل تاریخ گشود.
امروز این نیزه، نه نشانه پیروزی ستم، که سند ماندگاری حقیقت است؛ حقیقتی که با صبر، استقامت و روشنگری، از میان غبار زمان عبور کرد و تا همیشه بر بلندای تاریخ ایستاد.
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
